تبليغاتX
شبی زیر باران
امروز 

سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384

با پای دل قدم زدن کنار تو

با پاي دل قدم زدن آن هم كنار تو
باشد كه خستگي بشود شرمسار تو
در دفتر هميشه ي من ثبت مي شود
 اين لحظه ها عزيزترين يادگار تو
تا دست هيچ كس نرسد تا ابد به من
 مي خواستم كه گم بشوم در حصار تو
احساس مي كنم كه جدايم نموده اند
 همچون شهاب سوخته اي از مدار تو
آن كوپه ي تهي منم آري كه مانده ام
خالي تر از هميشه و در انتظار تو
 اين سوت آخر است و غريبانه مي رود
 تنهاترين مسافر تو از ديار تو
هر چند مثل آينه هر لحظه فاش تو
هشدار مي دهد به خزانم بهار تو
اما در اين زمانه عسرت مس مرا
ترسم كه اشتباه بسنجد عيار تو

(بهمنی)

نوشته شده توسط مانا-سارا در 16:27 | موضوع:
• لینک ثابت   •